​جهان چرخه ای از تکرار...​​​​​​​

​ژئوپلیتیک

صلح فراگیر در هسته جهان اسلام

یدالله کریمی‌پور:

دهه هاست هسته جهان اسلام درگیر گونه هایی از تنش، منازعه و نبرد های درونی- برونی است. از کازابلانکا در کرانه آتلانتیک تا کشمیر در هیمالیا. علاوه بر خاورمیانه و شمال آفریقا، افغانستان و پاکستان نیز در این چنبره گرفتارند؛ حتی احتمال فعال شدن تنش های خفته و نیمه خفته در آسیای مرکزی و قفقاز به هیچ روی کم نیست.
  در این میان مساله فلسطین و تنش و نبردهای پرشمار 72 ساله بین اسرائیل(اشغالگر) و بیشتر کشورها و ملت های مسلمان مزمن شده است.‌علاوه بر این جنگ و نبردهای درونی و برونی افغانستان از 40 سال نیز فراتر رفته و کشور های پیرامونش را نیز آلوده کرده است.
ولی امروزه روز، درست یا نادرست، دادگرانه یا از سر ناچاری و ستمکاری، خواه و ناخواه در گوشه گوشه هسته جهان اسلام، کوشش هایی برای کمرنگ سازی تنش و پررنگ کردن آرمان صلح رو به پدیدار شدن و جوانه زدن است:
۱- گفتگوهای صلح بین افغانی آغاز و با پشتیبانی منطقه ای و جهانی رو به پیگیری و بلکه بهره دهی است؛
۲- مناسبات بین اسرائیل و کشورهای جنوب خلیج فارس و بلکه کشورهای مسلمان آفریقا رو به اوجگیری و میوه دهی است. چنین مناسباتی شیوه برخورد این بخش از جهان اسلام با اسرائیل را دگرگون خواهد کرد. به گمانم پیشبرد این استراتژی به منزله برونرفت اسرائیل(اشغالگر) از انزوا است؛
۳- تلاش های درونی، منطقه ای و جهانی برای کاستن از تنش های درونی-برونی لبنان، سوریه، عراق و یمن همچنان در قالبی حرفه ای رو به پیگیری است. بس بعید است دستاورد این تلاش ها به کلی منفی بوده و بی نتیجه بماند.

آن چه در این میان شگفت می نماید، کارنامه جمهوری‌اسلامی ایران در این میان است:

۱- استراتژی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همچنان ثابت و دگرگون ناپذیر مانده است.
 این در حالی است که برای استراتژیست ها و یا استراتژی شناسان، ملت هایی که توانایی تغییر استراتژی نداشته باشند و همچنان بر یک هدف، یک استراتژی و تاکتیک های شناخته شده خو گرفته اند، "شکست" و یا  پیروز نشدن گریز ناپذیر است. در واقع قاتل ملت- دولت ها تغییر ناپذیری استراتژی ها بوده است. این تجربه ای است که دهها بار در تاریخ تکرار شده است؛

۲- سیاست خارجی منطقه ای جمهوری‌اسلامی ایران در دوره ظریف بس ضعیف، کم مایه ، شکننده و به ویژه"منفعلانه" بوده است. در شگفتم که چرا برخی ایشان را امیرکبیر دوران می پندارند. دست کم تا جایی که به سیاست های منطقه ای بر می گردد، ایشان کم کاره و بلکه هیچکاره و به اغلب احتمال برباد دهنده منافع ملی بوده است. لطفا بیطرفانه به کارنامه منطقه ای ایشان و دستگاه زیر مدیریتش بنگرید.
تا بعد...