​جهان چرخه ای از تکرار...​​​​​​​

​ژئوپلیتیک

رسانه ها و گذر از سنت به مدرنیته


مک لوهان می گوید؛ اگر ارشمیدس نقطه اتكایی می خواســت تـا جهان را دگرگون كند، من رسانه ها را میخواهم تا جوامع را دگرگون سازم.

چشم انداز رسانه ها همیشه درحال تغییر بوده، اما نه رادیو، ماشین چاپ و نه تلویزیون، رادیو را به انزوا متمایل میکند، بلکه تولید محتوا و کنترل اخبار از انحصار رسانه های سنتی، خارج و در اختیار رسانه های نوین و در نتیجه در حوزه عملکرد مخاطبان قرار گرفت. به طوری که دیگر، هر کاربر به عنوان یک تولیدکننده محتوا و یک رسانه مجزا، فعالیت میکند.
 
باید واقعیت مخاطب محوری رسانه های اجتماعی را درک كرد و آنها را به رسمیت شناخت. 
نباید چشمان خود را به روی محتوای تولیدی این رسانه ها بست؛ زیرا افکار عمومی و واقعی مردم است و باید با استراتژی مناسب از این محتوا بهره مند و با رعایت اصول اخلاقی از آن استفاده کرد تا همه، در جهان رسانه ای امروز، برنده باشند. 
 در عصر دیجیتال، وسایل ارتباط جمعی پیچیده ترین ابزار القای اندیشه ها و كارآمدترین سلاح برای تسخیر آرام جوامع هستند. 
در گذر از رسانه های سنتی به نوین، باید در  
حوزه عمومی و ارتباطاتِ بین فردی، تلاش کرد تا در کنار استفاده از ایــن فناوری، حس با هم بودن خدشه دار نشود. 
دنیای مدرن کنونی، ما را به سمت #گوشه_گیری و جدا بودن از جامعه سوق می دهد، افتادن در دام این فناوری مدرن، نباید ما را در بازه زمانی حیات مان، از با هم بودن دور کند. 
امروزه با پیشرفت ارتباطات و گذر از سنت به مدرنیته، جوامع، دستخوش تغییرات بسیاری شده اند. رسانه های همگانی مانند تلویزیون و رادیو در سطح جامعه جایگاهی به دست آورده اند كه در سطح ملی و بین المللی مطرح شده اند و چون فرهنگ، سیاست، اقتصاد و... از طریق رسانه های جمعی جریان می یابد، و شکل های متفاوت زندگی توسعه می یابند.
 
رسانه های دیجیتال بر عکس رسانه سنتی، راحت تر می توانند مردم را از انسانیت دور و از خود بیگانه کنند. 
 این رسانه ها نیاز به تماس های فرد  فرد  
را کاهش و تا حدی تعریف معنی انسان را تغییر دادند، از طرفی همین رسانه ها، نسلی آسان گیر، ناکارآمد و دارای مشکلات روانی به بار می آورد که از واقعیت بسیار دور هستند. 

 رسانه ها به طور کلی فراتر از نقش خود در ترویج مصرف، به خوبی میدانند چگونه با ارائه نمونه های پیشرفته تر، بر اشتیاق ما برای چیزهای جدید بیفزاید و ما را متقاعد کنند که کالای قبلی را میتوان با چیزهای جدیـد و ارتقا یافته تغییر داد. در نتیجــه ایــن گــذر سنت به مدرنیته و پیشرفت رسانه و کاراترین ابزار ما  
در دگرگونــی، متأسـفانه بایــد از اضطراری ترین نگرانی های ما باشد.
 پس به یاد داشــته باشیم تکنولوژی، تعیین کننده تأثیرات نیست، بلکه خود این پدیده، محصول یک سیستم خاص است و تا آن جا پیش می رود که ما از شناخت و چالش های عوامل آن درمانده شویم. در نهایت، استفاده از این تکنولوژی، رسیدن بــه اهدافی کامال متفاوت از اهداف موجود را میسر میکند.
 
گذشت زمان هم نشان می دهد شکوفایی فناوری دیجیتال، الزاماً بـه معنی پایان عصر چاپ نیست و شاید بتوان ایـن دو را در تفاهم با هم رشد داد.  این ابزار نـه تنها میتوانـد به رقیبی برای رســانه های سـنتی بدل شود کـه حتی قدرت تبدیل شدن به جایگزینـی در فرایندهـای مهـم اجتماعـی را دارد. 

مک لوهان معتقد بود كه هر كسی این وسایل ارتباطی را در اختیار داشته باشد حتـی فرهنگ عـام را نیـز تحت نفـوذ دارد و اگر ارشمیدس نقطه اتكایی میخواســت تـا جهان را دگرگون كند، من رسانه ها را میخواهم تا جوامع را دگرگون سازم.