​جهان چرخه ای از تکرار...​​​​​​​

​ژئوپلیتیک

نبرد قراباِغ به کجا خواهد کشید

یدالله کریمی پور:

کمترین گمانی نیست که بر پایه اصول"حق"،  "اجماع جهانی" تثبیت وضع پیشین"، دیدگاه های مکرر شورای امنیت و مجمع عمومی ملل متحد و شورای اروپا، "داغلیق قراباغ"و نیز بقیه نواحی اشغالی ازجمله دالان لاچین، متعلق به جمهوری آذربایجان  است. چنین بوده و چنین نیز خواهد شد. در واقع "جمهوری آرتساخ" که در قراباغ توسط ارمنستان با کمک روسیه تشکیل شده، دولتی قلابی است که توسط هیچ یک از اعضای ملل متحد به رسمیت شناخته نشده است.
 ولی در اینجا بر پایه اصول استراتژی و جغرافیای نظامی، می خواهم در باره نتایج میدانی نبرد جاری به گونه ای آینده نگری پرداخته و پیش بینی کنم:

۱- از چشم انداز پدافندی، به دلیل کوهستانی- جنگلی و تپه ماهوری بودن قره باغ، آفند بس سخت و پدافند آسان است. چنین موقعیتی برای ارامنه امتیازی گرانبها در جهت جلوگیری از پیشروی نیروهای آذربایجان است؛

۲- نیروهای پدافندگر فره باغ متشکل از ارامنه و کردها، از ۳۲ سال پیش با ساخت و سازهای دفاعی، انجام رزمایش های پیاپی و بلکه روزانه، با جنگیدن در این شرایط خود را آماده ساخته اند؛

۳- موقعیت جمهوری خودمختار نخجوان که در جناح باختری ارمنستان بوده و مشرف به ارمنستان و گذرگاه زنگه زور است، برای حملات گازانبری و همزمان خاک اصلی آذربایجان آماده است، ولی به دلایلی مبهم تا کنون نقشی در عملیات آفندی نداشته است..به ویژه این که نخجوان تنها ناحیه جمهوری آذربایجان است که دارای مرز مشترک زمینی با ترکیه است؛

۴- هم اکنون نیروهای مسلح جمهوری آذربایجان با تسلیحات مدرن اسرائیل و آمریکایی تجهیز شده اند. علاوه بر این نیروهای انتحاری سوری و چند ملیت دیگر در اختیار طرح ریزی های باکو است، ولی پیشینه نظامیگری و آموزش مردم آذربایجان بس ضعیف است. در واقع در شوروی آموزش آذربایجانی ها نه تنها در دستور کار نبود، که از این جهت بخشوده شده و معاف بودند؛ ژنرال های آذربایجانی در اتحاد شوروی، اغلب درجات خود را در لجستیک اخذ کرده و تجربه جنگی و طراحی و برنامه ریزی نداشتند؛

۵- باکو گرچه پشتیبانی آنکارا را دارد، ولی ارامنه نیز از پشتیبانی روسیه برخوردارند؛

۶- لابی های ارمنی پس از اسرائیل پر نفوذترین در امریکا، فرانسه، روسیه، لبنان و اروپا هستند؛

۷- تقویت نظامی باکو با توجه به موقعیت بسته جغرافیایی و نداشتن مرز زمینی با ترکیه، در شرایط به درازا کشیدن جنگ، بس سخت خواهد بود؛

۸- توان دو کشور برای طولانی شدن نبرد‌ محدود است؛

۹- نقش جمهوری اسلامی ایران ایران  به دلیل موقعیت جعرافیایی و انسانی در این میان تعیین کننده است؛

۱۰- فضاهای گرجستان و ایران برای پشتیبانی هر دو کشور نقش استراتژیک دارد؛

۱۱- احتمال گسترش جبهه جنگ به کشورهای همسایه کم و ناچیز نخواهد بود؛

۱۲- چنان چه زمان جنگ از چند هفته فراتر رفته و به ماه برسد، احتمال ورود گام‌به گام اروپا ، ناتو و آمریکا برای پایان دادنش، گریز ناپذیر خواهد بود؛

۱۳- هر چند در استراتژی ارتش ترکیه پدیده عقب نشینی وجود ندارد.
به هر روی، بدون پشتیبانی جمهوری اسلامی ایران، احتمال پیروزی باکو زیاد نیست.