​جهان چرخه ای از تکرار...​​​​​​​

​ژئوپلیتیک

سوالات و ابهامات درم ورد طوفان های توییتری

طوفان های توئیتری این روزها نقل محافل انقلابی شده و تا کوچک ترین اتفاقی رخ می دهد از طریق شبکه های سازمانی موجود یک طوفان برپا می شود و سپس آرامشی پیش از طوفان بعدی؛ همیشه اما سوالات و ابهامات بسیاری بی جواب ماند که وقت خوبی است برای پرسش

که چی؟؟!!
هدف از این مثلا طوفان ها چیست؟ چه سودی در این طوفان ها وجود دارد؟ چرا جبهه انقلاب طوفان های توئیتری گسترده ای را به زبان فارسی یا عربی به راه می اندازد؟ اصلا توئیتر مگر ارزشی برای چنین رقابت های رسانه ای دارد؟

در واقع باید گفت هدف از این چنین اقداماتی معلوم است و آن هم دست آورد سازی برای نهادهایی که عموما در جبهه رسانه و بزنگاه های مهم کشور مغلوب جریان حریف بوده اند و با استفاده از این دست اقدامات بی فایده تنها بناست خوراک تبلیغاتی و آماری تهیه کنیم.

برای درک بهتر این واقعیت دو نکته را متذکر می شوم
 آیا ترندهای جهانی به زبان هایی مانند چینی، اردو،روسی و.... برای ما در ایران اهمیت دارد تا پیگیر شویم مثلا فلان جمله که با زبان روسی ترند شده معنایش چیست و به چه واقعیتی اشاره دارد و البته زبان های دیگر و حتی باید ادعا کنم در مورد زبان عربی و انگلیسی هم چنین وضعیتی حاکم نیست.

 این یک واقعیت است که توئیتربازان فعال کمتر از 2 درصد جمعیت جهان را تشکیل می دهند و صرفا در محدوده علایق خود و البته اخبار فراگیر جهانی به کسب اطلاعات می پردازند و این دست عملیات های رسانه ای مرسوم در جبهه انقلاب هیچ تاثیر قابل مشاهده و سنجشی ندارد.

شکست حقوق بشری و پیروزی فرهنگی
توئیتربازان انقلابی همواره طوفان هایی در مقیاس امور فرهنگی و دینی ایجاد می کنند که صرفا در محدوده کوچکی از مخاطبین توان تاثیرگذاری دارد و حتی مباحث سیاسی و حقوقی آن ها نیز در همین مقیاس فرهنگی شکل گرفته، رنگ و بوی کاملا مذهبی دارد و در نتیجه توان ایجاد همدلی و همفکری جز برای معتقدین به همان باور و مذهب را ندارد اما جریان ضد انقلاب عموما تلاش می کند فعالیت های مهم خود در این زمینه را بر امور حقوق بشری ایران متمرکز کند.

امور حقوق بشری وجه جامعی برای جلب نظر جوامع مثلا روشن فکر غربی است و همین امر باعث می شود ترندهای انگلیسی حقوق بشری ضد ایران همواره موج ساز شوند همانند ماجرای قاتل سنگدل، نوید افکاری که همین طوفان های توئیتری و البته حمایت های سازمان یافته رسانه ای توانست یک جریان ضد ایران را شکل دهد و تصویری مطلوم از این ظالم در جهان ایجاد کند.

درک غلط از فعالیت رسانه ای و حوزه های اصلی فعالیت در میان مدعیان سواد رسانه به انضمام عدم فهم ضرورت زبان و ادبیات مشترک باعث می شود همواره در همین فضای طوفان سازی هم مغلوب باشیم.

 به چه قیمتی؟؟
این طوفان عموما محصول بسیج سازمانی افراد برای حضور منسجم در یک عملیات است که شامل نوجوانان و جوانان و بزرگسالان می شود اما هرگز اقتضای چنین حرکتی درک نشده است. 

اینکه شما به جوانان و نوجوانان می آموزید شکستن قانون و حکم در جمهوری اسلامی مبتنی بر منافع است و البته آن ها ترغیب به استفاده از روش های دورزدن فیلترینگ قانونی می کنید و در نهایت راهی سرزمینی می کنید که هیچ فیلتری در مسائل غیراخلاقی ندارد به چه قیمتی رخ می دهد؟

برای چه مخاطبی؟؟!!
معضل خود نخبه پنداری توئیتربازان به کنار سوال مهم دیگر این است مخاطب این طوفان ورزی ها کیست؟ 

اگر برای مخاطبان انقلابی ترند می سازید که خب بهتر است در پیام رسان های ایرانی وارد شوید که گرفتار نقض قوانین فیلترینگ نشوید و هم تبلیغی برای این نرم افزارها باشد و اگر برای ضد انقلاب ها ترند می سازید که باید بگویم آب در هاون می کوبید و الباقی هم که یا فارسی زبان نیستند و اگر هم باشند به این دعواها و برنامه ها عملا تعلق و گرایشی ندارند.

بزرگواران مسیر را غلط می روید و بهتر است بجای عادی سازی شورش مدنی علیه قوانین جمهوری اسلامی میان بچه های انقلاب و دست آورد سازی های نمایشی، فکری جدی برای تقویت رسانه ای جریان انقلاب بکنید که اگر دیر شود داستان باد کاشتن های شما در توئیتر می شود طوفانی که در نهایت خانه خودمان را نشانه می رود.